مبتلاتم خاک پاتم حسین ارباب بی کفن

هوالعلی و العظيم

 

مبتلاتم خاک پاتم حسین ارباب بی کفن<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دلداده  کربلاتم   حسین  ارباب  بی کفن

جام شراب نوشینت هستی بدستم داده

ببین که عشق شیرینت چه کاری دستم داده

تو وادی عشق بی نشونت دوره گردم حسین

کودکم و پای عشق پاکت  مرد مردم  حسین

ارباب خوب و نازنین دنبال عشقت

تو آسمونها و زمین

نیگاه نکن که کودکم

تو دیونگی وادی عشقت انگشت نمای فلکم

وقتی که دنیا اومدم با عشق زهرا اومدم

بابام می گفت گل سرم

با اینکه درد و بلاتو به جون می خرم

تویی تو میوه قلب و ثمر من

یادت باشه ارباب من حسینه منم غلام این درم

با اینکه مهتاب منی عشق و تب و تاب منی

اما غلامزاده ارباب منی

بابام می گفت که مهربونی درد دل مارو می دونی

غصه ها رو از دلا می رونی  حرف دل و از چشا میخونی

یادم میاد بچه بودم

باشنیدن اسم قشنگت اقاجون غم تو چشای مادر من خونه میکرد

اشک چشاش می چکید و پیش چشام دنیا رو ویرونه میکرد

یادم میاد بچه بودم

هنوز اسم مادرمو نمی دونستم من بابام می گفت بگو حسین

هر موقع قلبت میگیره بگو حسین

عالم تو زلفش اسیره بگو حسین

یادم میاد بچه بودم

مادرمن لباس سیا تنم میکرد حرز تو گردنم میکرد

می گفت عزیزم  که  دیگه محرمه

ماه عزای عالمه ماه غمه ماه غمه

هر چی از ارباب و غمهاش بخونی بازم کمه

یه شب که از هیات اومدم اون شب که ازبس سینه زدم

جای دستم مثل گل سرخی رو سینه بود و نشون مادرم دادم

مادرم گفت پسرم

نشون دادی که مرد شدی پیش زهرا رو سفید شدی

یادم میاد بچه بودم

به بابام گفتم از اربابم بگو قصه عشقو برای دل بی تابم بگو

بابام می گفت ای پسرم

یکی بود یکی نبود توی صحرا یه مردی بود

از تشنگی دنیا به پیش

چشاش زار و کبود قصه بدینجا که رسید

بغض دل من ترکید گریه امونم رو برید

کبوتر سینه من به کربلای تو رسید

صدای هل من ناصرتو از ضریحت شنید

الهی بمیرم از غصه دل و غمهای زینب

الهی تو مجلس روضه تو جونم بیاد برلب

مبتلاتم خاک پاتم حسین ارباب بی کفن

دلداده   کربلاتم  حسین  ارباب  بی کفن

التماس دعا

/ 8 نظر / 313 بازدید
خداي من

سلام خوبي وبلاگ خوشگلي داري دوست داشتي يسر بزن التماس دعا ياعلي

ايمان

هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد. آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد: 1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم

ali

حسين بن على(عليه السلام) نمونه كامل يك انسان برجسته و متشخّص بود و نام حسين در اذهان، همراه با شجاعت و ظلم ستيزى و جوش و خروش بر ضدّ هر گونه ستم و تبعيض است

helal mah

سلام . وب خوبيه . سعی می کنم گاه گاهی بيام و بهت سر بزنم . موفق باشی

ahsan

باز طوفانی شده دریای دل موج سر بر ساحل غم میزند باز هم خورشید رنگ خون گرفت بر زمین نقشی ز ماتم میزند باز جام دیده ها لبریز شد باز زخم سینه ها سر باز کرد در میان ناله و اندوه و اشک حنجرم فریادها آغاز کرد می نویسم شرح این غم نامه را داستان مشک و اشک و تیر را می نویسم از سری کز عشق دوست کرد حیران تیغه شمشیر را گوئیا با آن همه بیگانگی آب هم با تشنگان بیگانه بود در میان آن همه نامردمی اشک آب و دیده ها پیمانه بود تیغ ناپاکان برآمد از نیام خون پاکی دشت را سیراب کرد خون خورشید است بر روی زمین کآسمان تشنه را سیراب کرد می شود خورشید را انکار کرد؟ زیر سم اسبها در خاک کرد؟ می شود آیا که نقش عشق را از درون سینه هامان پاک کرد؟ گر نشان عشق را گم کرده ایم در میان آتش آن خیمه هاست گر به دنبال حقیقت میرویم حق همینجا حق به روی نیزه هاست

asali

.................. سلام خوبی .......................اینجا قدم قدم ، همه پیچیده بوی تو بوی نگاه زینب و بوی گلوی تو شنهای شعله ور شده را لمس می کنند انگشت های القمه در جستجوی تو اسلام را قدم زده ای سوی کفرشان کفار قبل از این که بیایند سوی تو !

asali

ببخشيد سلام يادم رفت و خدانگهدار شما

جستجوگر

افراي عزيز سلام خوبي سر حالي كم پيدايي اميدوارم همواره دل زنده باشي يا حق التماس دعا