گل طاها

 
سید علی افشاری ( منتظر افرا )

 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

نویسندگان وبلاگ سید علی افشاری ( منتظر افرا )


لینک دوستان
گلهای بهشتی
گل طاها
بهترین گل دنیا
نواي دل
كنيزان حضرت زهرا (س)

آمار بازدید

پشتیبانان وبلاگ
Persianblog
PersianWeblog

 

۱۳۸٥/٢/۳٠

گل ياس هم دلش گرفته بود ...

هوالحق

گل ياس هم دلش گرفته بود ...

خيلي دلم گرفته بود ...

 

سنگيني اشک را روي گونه هام احساس ميکردم .

 

براي لحظه اي چشمانم را روي هم گذاشتم ...

 

خود را در باغ غفلت يافتم .

 

درخت را ديدم،بهش گفتم خيلي دلم گرفته ...

 

در جواب بهم گفت :

 

مگه دل وجود داره؟!

 

 

 

نا اميد از باغ بيرون آمدم،کمي جلوتر که رفتم، تابلوي

 

((به سمت بوستان معرفت)) را ديدم .

 

کمي خوشحال و اميدوار شدم ...

 

به داخل بوستان رفتم، پروانه را ديدم که با لبخند به استقبالم آمد ...

 

غم را توي چهره ي من تشخيص داده بود .

 

از حالم پرسيد .

 

بهش گفتم که دلتنگم ... گفت :

 

نگران نباش، تو را با خودم به گلستان عشق خواهم برد .

 

به نزديک گلستان که رسيديم، نور عجيبي از داخل آن به چشم ميخورد .

 

 

 

وارد شديم ...

 

در حين قدم زدن چشمم به گل ياس افتاد .

 

آرام آرام اشک ميريخت .

 

هر قطره ي آن روشنايي و پاکي خاصي داشت .

 

عجيب و دلنشين بود .

 

توجهي نکردم .

 

ازش پرسيدم،وقتي دلت ميگيره چيکار ميکني؟

 

در جواب بهم گفت :

 

از سر تسليم، لحظاتي را در درگاه خداي خود اشک ميريزم .

 

 

 

گل ياس هم دلش گرفته بود ...

 


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/٢٥

چی می شد ؟؟؟

بنام خدای مهربون

چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم.
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم .
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم.
چي مي شد ديگه هرگز شكو فا شدن گلي را نمي ديديم چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم.
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم .
چي مي شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما مي گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم .
چي مي شد اگه خدا در خا نه اش را مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم .
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم.
چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش كرديم.
چي مي شد اگه ما از اين مطالب به سادگي بگذريم ؟
بياييم خود را به خدا نزديكتر كنيم و بذر خدا شناسي را در قلبهاي يكديگر بكاريم.

التماس دعا


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/٢٢

چشم انتظاری در غروب جمعه

  بنام خدایی که توانا و داناست

 

تقدیم به تمام بی قراران صبح جمعه

 

بازم یه صبح جمعه               با یک دل شکسته

بازم اسیر عشقت                سر راهت نشسته

یابن الحسن کجایی ؟           فریاد از این جدایی

هر جمعه چشم گریان          با یاد تو نشستم!!!

شاید که لحظه ای من           روی تو را ببینم!!

این جمعه هم نیامد              محبوب و دلنوازم

جانم فدایت ای گل               مولای چاره سازم

آخر یه صبح جمعه                از تو خبر میاره

وقتی که تو بیایی                اون روز من بهاره

تنگ غروب جمعه                 از غم دلم می گیره

مولا اگر نیایی؟!!!                عاشق بی تو می میره

یابن الحسن کجایی             فریاد از این جدایی

 

غروبهای جمعه خیلی دلگیره می دونید چرا؟

چون دیگه چشم انتظاری ثمر نداره!!!

یادمون باشه که دعا و صلوات برای سلامتی و فرج

 حضرت ولیعصر(عج) فراموش نشه !

 یا حق . عزت زیاد

 


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/۱٧

شمع ها را خاموش نکنيد

بنام خدا

شمع ها را خاموش نكنيد

وقتي برادرم  به خاطر بيماري قلبي در بيمارستان بستري بود در گوشه اي از بيمارستان در يكي از اتاق ها بيماراني را ديدم كه حال و روز وخيمي داشتند . صداي شيون و ناله آن اتاق  هر رهگذري را به خود جلب مي كرد . من هم كنجكاو  شدم سركي به آن اتاق كشيدم  .  زنان و دختران جواني را ديدم كه روي تخت بيهوش  افتاده بودند و اقوام و دوستان شان بالاي سر آنها گريه و زاري مي كردند . يكي دو بيمار ديگر را مشاهده كردم كه فرزند خردسالي كنار تخت آنها ايستاده بود و مي گريست و مادرش را صدا مي كرد و شوهر بيچاره دست از همه جا كوتاه تر جز دعا برايش كاري نمي توانست بكند .  

 نمي گويم زندگي سخت نيست . نمي گويم در زندگي خيلي راحت به هرچه بخواهي مي رسي  . اما اين را مي دانم كه حتي مورچه ها در برابر مرگ مقاومت مي كنند و پيران 120 ساله با دهها بيماري آرزوي عمري طولاني دارند و به هر شكلي از مرگ گريزانند و همه موجودات براي حفظ حيات خويش هزار كار مي كنند . بايد كمي هم صبوري ورزيد . من نمي گويم كسي بي درد نيست ؛ هر كسي دردي ندارد مرد نيست .

عكس بر گرفته از وبلاگ نواي دل در پارسي بلاگ

 

زندگاني برگ بودن در مسير باد نيستامتحان ريشه هاست ريشه اش هرگز اسير باد نيستزندگاني پيچك استانتهايش ميرسد پيش خدا انتهاي مسير پايانش پايان نيست  . . .  آغاز يك زندگي است . . . بايد آن را سبز كرد بايد آن را آب داد با آبپاش لحظه ها

دست حق نگهدارتون باشه


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/۱۳

گفتم شبی به مهدی ...

بنام خدا

مولانا یا امام حسن

شراب امشب من ز جام دگری است

که ساقی دل من امام عسکری است

به رقص مستی من ملک نظاره کند

فلک  ز یا  حسنم  پر از شراره کند

 

 

گفتم شبي به مهدي اذن نگاه خواهم

گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

گفتم شبي به مهدي بردي دلم زدستم

من منتظر به راهت شب تا سحر نشسستم

گفتا چه كار بهتر از انتظار جانان

من راه وصل خود را بر روي تو نبستم

گفتا حجاب وصلت باشد هواي نفست

گر نفس را شكستي ، دستت رسد به دستم

گفتم ببخش جرمم اي رحمت الهي

شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم

گفتا هزار بارت جرم گناه بريدم

پرونده تو ديدم چشمان خود ببستم

گفتا مباش نوميد از خانه اميدم

من كي دل محب  شرمنده را شكستم ؟

به امید دیدن روی ماهش چشم انتظار هستيم همواره بلکه رخ نمايد انشالله

با تشکر ازيکی از بهترين دوستانم که اين شعر رو فرستاده

يا حق . عزت زياد


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/۸

فريب ما مخور آقا

 

بنام خدا

اين شعر رو يه جايی ديدم خيلی خوشم اومد گفتم بيام و اون رو تو وبلاگ بنويسم 

چون حداقلش می دونم که در مورد خودم مصداق پيدا می کنه

يابن الحسن جان

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم

به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی

نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم

تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق

و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم

دلــــی که مامن دنياست جای مــــــــــــــــــــــــولا نيست

اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام

به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم

کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق

قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست

و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم

مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم

نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم

ياران و همراهان هر کدوم از ما بياد و بنشينه ببينه

که در چشم انتظاريمون چقدر ثابت قدميم ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

           التماس دعا  


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


۱۳۸٥/٢/٥

عجايب هفتگانه

بنام يگانه هستی بخش

 

عجايب هفتگانه جهان


معلمي از دانش آموزان خواست تا عجايب هفتگانه جهان را فهرست وار بنويسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند.

 معلم نوشته هاي آن ها را جمع آوري کرد. با آنکه همه جواب ها يکي نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زير اشاره کرده بودند:

 اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، کليساي سن پيتر، ديوار بزرگ چين و....

در ميان نوشته ها کاغذ سفيدي نيز به چشم مي خورد.

معلم پرسيد: "اين کاغذ سفيد مال چه کسي است؟

" يکي از دانش اموزان دست خود را بالا برد.معلم پرسيد:

"دخترم چرا چيزي ننوشتي؟" دخترک جواب داد: "عجايب موجود در جهان خيلي زياد هستند و من نمي توانم تصميم بگيرم که کدام را بنويسم." معلم گفت:"بسيار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو

، شايد بتوانم کمکت کنم." در اين هنگام دخترک مکثي کرده و گفت: " به نظر من عجايب هفتگانه جهان عبارتند از :

 لمس کردن، چشيدن، ديدين، شنيدن،احساس کردن، خنديدن و عشق ورزيدن.

پس از شنيدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتي محض فرو رفت.

آري عجايب واقعي همين نعمت هايي هستند که ما آن ها را ساده و معمولي مي انگاريم.

 

نظر شما چيه ؟؟؟

خدانگهدار


پيام هاي ديگران ()

سید علی افشاری ( منتظر افرا )


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]